![]() |
![]() |
|
| بالاخره "راه دیگر" را جستم |
|
هشت ثور؛ پیروزی مجاهدین یا شکست آنها روزهای زیادی در تقویم افغانستان وجود دارد که کس نمیداند برای آن جشن سرور برپا دارد یا اینکه مراسم عزا و سوگواری؟ یکی از این روزها هشت ثور است! هشت ثور 1371 از جمله روزهای است که با اطمینان نمیشود از آن به عنوان پیروزی مجاهدین افغانستان نام برد چرا که اولین درزها در همین روز بین نیروهای مجاهدین بروز کرد و کماکان چهرههای اصلی تعدادی از آنها که تحت پوشش نیرویهای جهاد اسلامی و مجاهدین وجود داشت ظاهر گشت. در آغازین روزهای به اصطلاح پیروزی بین احزاب اختلافات آشکار گشت که سر منشاء آن منیتها و خود خواهیهای تعدادی رهبرانی بود که پیشبرد عملیات و جبهات را بر عهده داشتند. درزها و فاصلهها آنچنان سریع و زود رشد کردند که باورش تا حدی غیرقابل تصور بود، نیروهای که دیروز با جان و مالشان با شعارهای جان برکفانه آماده ایستادگی در مقابل نیروهای اشغالگر شوروی بودند امروز شعارهای منطقهای، فرقهای و مذهبی سر دادند و جهت جهاد صدوهشتاد درجه تغییر کرد. علما و روحانیون نیز گاهی دور از این ماجرا ها نماندن و هرچندگاهی به تجویز جنگ میپرداختند. اما چیزی که به وجود آمد این بود که جنگ از جبهات حق علیه باطل بیرون آمده و جنگ خانگی و میان خانوادگی سراسر کشور را فرا گرفت. گاهی آدم که به تاریخ مراجعه میکند به شدت به چگونگی اتفاقات و نقل و قولها شک میکند چرا که با چندین زبان و گرایش آنها نوشته شده و یا سینه به سینه انتقال کرده است اما چیزیکه در این دو-سه دهه اتفاق افتاده چیزی کاملاً قابل لمس و حس است و همه آنها را دیده اند. در جنگ علیه روسها در جبهات نذورات میشد، دعاها خوانده میشد اما بعد از شکست آنها، جای دعا و نذر با چرس و تریاک عوض شد. جبهات نه جای برای دعا و نیایش بلکه اماکن فساد شده بودند. البته جبههای هم وجود نداشت دیوارهای همسایهها خط اول جنگی بود و پشت هر دیوار جبههای بود. حال چنین روزی سزاوار سوگواریست یا جشن و سرور ؟
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/02/07زمان 11:52 قبل از ظهر توسط فطری |
|
|
فاصلهی خوب و بد ؟؟؟ شاید واقعاْ پی حرفای بی خود میگردم یا اینکه اصلا باید هیچی ننویسم ...؟؟؟!!! ولی ...
گاهی آدم فکر میکند که خوب و بد کاملا دوچیز جداگانه و دور از هم هستند و در ذهن آدم میرسد که نمیشود فاصله بین خوب و بد را فاصله کمی دانست چرا که تشخیص آنرا خیلی راحت و قابل درک میپندارد. این نوع برداشت زمانی بیشتر قوت میگیرد که، یکسری معیارهای ممکن دینی-مذهبی، فرهنگی و خانوادگی یا حتی استدلالهای ساخته و پرداخته ذهنی در مسیر راه آدم قرار بگیرد. یکی از قویترین معیارها میتواند همین آیه شریفه باشد که: "فهم و درک خوبیها و بدیها به صورت فطری در روح انسان نهاده شده است." "فالهمها فجورها و تقواها" میتوان بحث تشخیص خوب و بد را با داشتن یک "معیار قابل قبول" خاتمه داد.
*** سوال من اینجاست که: برای شناخت معیار یا معیارهای واقعی چی زمینه و معیاراولیه و پیشنیاز را باید مورد نظر قرار داد؟ برای فهم صحیح از معیارهای به دست آمده چی باید کرد؟ آیا به نظر شما یک معیار واحد و یکپارچه برای تمام امور وجود دارد؟
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1388/02/03زمان 9:52 قبل از ظهر توسط فطری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
چگونه سخن گفتن میزانیست برای چگونه اندیشیدن
|
| پیوندهای روزانه |
|
تصویر افغانستان امروز نوشته های دوست اندیشمندم آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
سخن آغازین |
| Display Time |