تبليغاتX

وبلاگ تصویر را فراموش نکنید

فقط یک کلیک

در حال تغییر نام به سوی "راه دیگر"
بالاخره "راه دیگر" را جستم
دهم محرم سال ۶۱ هجری روزیست که نواسه پیامبر اسلام(ص) با سرافرازی بی مانندی شهادت را بر ذلت ترجیح داده و جان را در راه حقیقت حق و اصلاح جامعه بشری فدا نمود.

از آنزمان تاحال سالیان زیادی می گذرد اما عاطفه بیدار انسانهای آگاه هنوز از آن حادثه جریحه دار است سوگواری می کنند و آن حادثه را سینه به سینه منتقل می کنند تا درسی باشد برای آزاد زیستن و آزاد اندیشیدن.

اما حوادثی که در زمان سوگواری ایام شهادت آن حضرت اتفاق می افتد جایی بسی تامل است. روزی گذشته در شهر هرات  درگیری به وقوع پیوست که گویا عزادارن و تعدادی دیگری در آن دخیل بوده اند.

آمار کشتگان و زخمی های این حادثه از صد نفر بیشتر اند.

جای سوال اینجاست:

۱-  که چی چیزی می تواند به چنین خشونت های دامن بزند؟

۲- چی راهی برای نزدیک شدن بین مذاهب وجود دارد؟

+ نوشته شده در  جمعه 1384/11/21زمان 5:38 بعد از ظهر  توسط فطری | 

عاشورا فقط برای عزاداری نیست!

مکتبی است که انسانیت در آن جا به تکامل می‌رسد.

سخن از کشتن و کشته شدن نیست!!!

مراد دل است، و اینگونه میسر خواهد شد.

نمی دانم چرا باید فقط گریه کرد؛ در حالی که این گریه فقط ...!

آیا عمق این حادثه، عمیقتر از عمق فهم ماست؟

+ نوشته شده در  شنبه 1384/11/15زمان 11:40 قبل از ظهر  توسط فطری | 

از غبار، دود و آتش

خاک، غم و خون

اسارت بویش به مشام می رسد!

شاید غم انگیز ترین واقعه تاریخ باشد.

اما...

با کدامین گویش و کردار خود را در این غم بزرگ می توانیم شریک کینم؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/11/12زمان 3:45 بعد از ظهر  توسط فطری | 

کودکی ام یادم است.

با هر برفی که می بارید روحیه خوبی پیدا می نمودم و سرشادتر و سرزنده تر در جمع های دوستانه حضور می یافتم.

اما امروز صبح زمانی که برف را دیدم به شدت روحیه ام خراب شد!!!

برف قبلی که حدود یک هفته قبل باریده بود به یادم آمد، آنروز و سردی بعد از برفش!!!

***

پسرک (۱۰-۱۲ ساله) که از شدت سرما آب بینی اش تا سر لبهایش رسیده بود با دم آستین دست راستش طوری آب بینی اش را بالا کشید که قطعا از علقش نیز پایینتر رفت... دستکش بافتگی اش شاریده بود و سرانگشتانش از آن بیرون زده بود.

همانگونه صدا میزد: «ساجق... سگرت!!! ساجق ... سگرت»

ناگهان در اثر لغزندگی شدیدی که از یخ بستن آب برف روزهای قبل به وجود آمده بود، پسرک محکم به زمین خورد و دیگر صدای ساجق و سگرت از دهانش بیرون نیامد.

مردم دورش جمع شدند. یک میگفت مٍرگی دارد!!! دیگری می گفت نه یخ زده اش!!! ...

او را بلند کردم و به گوشه ای یکی از دکان ها برای چند لحظه خواباندم... مردم یکی پس از دیگر اطرافم را ترک گفتند.

حال پسرک کمی بهتر شد و همین که دید پیش بند ساجق و سگرتش نیست صدا زد: «ساجق ها ... سگرتها»

برایش گفتم: «است گم نشده! همه اش است»

و پیش بند را که در کنارش گذاشته بودم نشانش دادم.

با سرعت عجیبی بلند شد، پیش بند را روی شانه اش انداخت و از همانجا شروع کرد به صدا کردن: «ساجق ... سگرت»

هنوز از دروازه دکان بیرون نرفته بود. از شانه اش گرفتم، گفتم: «حالت خوب است»

گفت: «ها... بلی»

گفتم: «بشین کمی گرم شوی بعد برو»

گفت: «نه، هوا سرد اس، اگه کار نکنم امشب باز در خانه چوب نداریم باز شب ما ره یخ خاد زد»

متوجه شدم که چرا با این عجله می خواهد برود و ساجق ها و سگرت هایش بفروشد.

برای اینکه شب سردتر است اگر نفروشد شب را چگونه باید سپری کند.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1384/11/08زمان 3:3 بعد از ظهر  توسط فطری | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
چگونه سخن گفتن میزانیست برای چگونه اندیشیدن

پیوندهای روزانه
تصویر
افغانستان امروز نوشته های دوست اندیشمندم
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
88/10/01 - 88/10/30
88/09/01 - 88/09/30
88/08/01 - 88/08/30
88/07/01 - 88/07/30
88/06/01 - 88/06/31
88/05/01 - 88/05/31
88/04/01 - 88/04/31
88/03/01 - 88/03/31
88/02/01 - 88/02/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/08/01 - 87/08/30
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/06/01 - 86/06/31
85/11/01 - 85/11/30
85/09/01 - 85/09/30
85/03/01 - 85/03/31
85/02/01 - 85/02/31
85/01/01 - 85/01/31
84/12/01 - 84/12/29
84/11/01 - 84/11/30
84/10/01 - 84/10/30
آرشیو موضوعی
سخن آغازین
پیوندها
افغانستان امروز (سید سرور حسینی مهرورز)
برگ سبز (محمد نادر رحمتی)
اینجا یکی از هزاران بعثت است است (سید محمد تقی اخلاقی)
رهرو (محمد جواد احمدی)
پر پرواز (محمد رضا رضوانی)
یادداشت ها و تأملات (محمد امین زواری)
خانه کودکان افغان
شُکُوه
حرفهای دلم (محمد قادر میرزایی)
افغانستان (مرتضی رحیمی)
پیامک های دل (حسن جعفری)
سنگ صبور (حسین ایوبی)
ابراهیم (ابراهیم حجازی)
گذر قصاب ها!!!(محمد امین محمدی)
Display Time