تبليغاتX

وبلاگ تصویر را فراموش نکنید

فقط یک کلیک

در حال تغییر نام به سوی "راه دیگر"
بالاخره "راه دیگر" را جستم
کسانی که پشت یک گپ را محکم می گیرند و دانسته و ندانسته به دنبال یک موضوع حرف می زنند در قدیم می گفتند اینها "گوسفندی" هستند.

در سیاست و جامعه افغانستان این حالت "گوسفندی" به شدت رشد کرده است. سال پار و چندوقت قبل همین که در باره افغانستان کسی صحبت می کرد همان گپ اوباما بود که از دهانش خطا خورده بود "تغییر" کل مردم از سیاست مدار و دریور تا تحصیل کرده و کراچی وان تغییر می خواستند؛ از چند روزی پیش به این طرف "تغییر" جای خود را به "فساد" داده است و در هر جایی که نظر اندازی گپ از فساد است و مبارزه علیه آن؛ از نفر اول مملکت گرفته که از "مبارزه علیه فساد" صحبت می کند تا بچه های زیر سن مکتب هم می خواهند فساد را از بین ببرند.

اما 

حیف و هزار حیف که تا هنوز هیچ کس نفهمیده که فساد چی هست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/27زمان 10:23 قبل از ظهر  توسط فطری | 

هر مسابقه یک پیروز و یک شکست خورده دارد. ضرب المثلی هم است که می گویند: "دل شیر نداری سفر عشق مکن"

این چیزهایست که به صورت عام در مجموعه های انسانی مطرح و پذیرفته شده است.

امروز بعد از جنجالهای زیاد و غوغا سالاری و واهمه پراکنی؛ عبدالله عبدالله اعلام کرد که "در اعتراض به عملکرد نادرست حکومت و عملکرد نادرست کمیسیون انتخابات، در انتخابات شانزدهم عقرب شرکت نمی کند."

هرچند این امر قابل پیشبینی بود اما سوالات زیادی در ذهن آدم خطور می کند و ذهن هر کس را می آزارد.

اینرا باید پذیرفت که عبدالله خود شخصن تصمیم برای کاندید شدن گرفت و خود نیز حق دارد انصراف دهد و من هم در این قسمت نه بحث می کنم و نه خود را اجازۀ دخالت در تصمیم فردی ایشان می دهم.

اما پیامد این تصمیم، دارای گستره وسیع و موثر در جامعه است. ایشان به عنوان فرد تصمیم گرفتند اما پیامدش یک کشور را به خطر مواجه کرد و یک ملت را به نوعی به سوی سرگردانی سیاسی سوق داد.

آمار های دروه قبل نشان دهنده آن بود که حدود یک میلیون و چهارصدهزار نفر به عبدالله رأی انداخته اند حتمن کسانی زیادی هستند که در این جمع با یک روحیه ملی و بدور از هر گونه سوق و سوی به عبدالله رأی داده باشند. اما عبدالله نسبت به اینها چی وظیفه‌ای دارد و چگونه می خواهد از آنها حمایت کند؟ با کناره‌گیری و عدم شرکت در انتخابات مسئولیت ایشان رفع خواهد شد؟

موضوع دیگر اینست که تعدادی از کسانی که به عبدالله رأی داده بودند به طور طبیعی با این عملکرد او دچار نوعی سرخوردگی و عقده می شوند و مجبورند که نسبت به شرایط عکس العمل نشان داده و عقده گشایی کنند و این امر نیز بحران آفرین است و مسئولش نیز معلومدار.

چیزی که برای من سوال است این است که:

1-     اگر یک کتله (ولو کم و کوچک) از این دسته به دنبال ماجراجویی و عقده گشایی برآیند چی خواهد شد؟ و بحرانی که به وجود می آید با وجود ضعف های زیادی که در حکومت و دولت وجود دارد؛ چگونه کنترول خواهد شد؟

2-     آیا پذیرفتن شکست، قبل از یک مسابقه چیزی به بار معنوی شکست می‌افزاید یا می‌کاهد؟

3-     آیا اگر باز هم تقلب می‌شد امکان بازبینی و رونما و رسوا ساختن تقلب ها همچون گذشته وجود نداشت؟ چرا که همین فضا و جود داشت که رأی ها بازنگری شود و در صورتی که تقلبی باشد روشن شود.

اینجاست که مشکلات بیشتر از گذشته و به اصطلاح دیموکراسی بدتر از همیشه بر سر این مردم فشار می آورد و آینده را به دست قضا میسپارد.

این بدترین حالت ممکن است.

این حرفهای دلم بود نه تحلیل است و نه دفاع از کسی و اگر انتخابات برگزار شود هم من رأی نخواهم داد

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/10زمان 2:43 بعد از ظهر  توسط فطری | 

نوشته برادر و دوست بسیار عزیزم جناب آقای رحمتی را خواندم و در باره نوشته اش نظری دادم. فکر کردم برای اینکه بهانه ای برای به روز بودن وبلاگم داشته باشم اینرا در وبلاگ بگذارم.


در این وضعیت احساس خوبی برای شرکت در مرحله دوم وجود ندارد.
اوضاع خیلی بد و پیچیده شده است و دیگر آدم نمی تواند حتی به دست و چشم خود هم چندان اعتماد کند.

مشکل اصلی این است که کرزی و عبدالله هیچدام آدم های صادقی نیستند هرچند من فکر می کنم در صندوق های کرزی اینمقدار رأی قطعاً تقلبی نبوده است و حتی روش باطل کردن آرای یک محل یا حتی یک صندوق منطق چندانی ندارد؛ باوجود چنین وضعیتی و در این شرایط روشن است که کرزی شجاعت دفاع از حقیقت (که شاید برنده بودنش هم محتمل بوده) را نداشته است و آنرا با پوشش "مصالح مردم" و "مشروعیت انتخابات" می خواهد بپوشاند که در حقیقت این وضعیت صحه گذاشتن بر یک مقوله غیر قانونی است.

در مورد عبدالله هم چیزی که در این انتخابات واضح شد آنست که به جزء خلق جنجال بی ثمر کاسبی دیگری نداشته است حتی احتمال می رود در آینده هم مردم روی خوشتری از حال برایش نشان ندهد.
این روشن است که موضوع برنده بودن و برنده شدن عبدالله منتفی است اما با جنجال و غوغای که در خیلی وقت ها حتی بی اساس هم بود توجه و فشار جامعه جهانی را به موضوع جلب کرد از همین حالت حامیان ایشان نیز استفاده خویش را بردند و با فشار های تبلیغاتی اوضاع را در حال دگرگونی قرار دادند.

از نظر من دور دوم انتخابات نه وجه قانونی دارد و نه عقلی.

چرا که اگر در انتخابات آنقدر جعل و تقلب وجود داشته است که به سرنوشت انتخابات موثر واقع شود باید کل پروسه باطل اعلام می شد و متقلبین مورد مواخذه و محاکمه قرار می میگرفت. اما حالا که بین متقلبین انتخابات برگزار می شود دیگر کدام مصلحت و مشروعیت مورد بحث می تواند قرار گیرد.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/02زمان 11:58 قبل از ظهر  توسط فطری | 
آدم وقتی می بیند که گذشته ها، هیچوقت نو نمی شوند و تکرار و تکرار می شود؛ آدم سخت دلتنگ می شود و کلافه.

این روزها همه سخت منتظر نتیجه انتخابات ریاست جمهوری هستند، از بیست نهم اسد تا امروز پنجاه و هشت روز گذشته است. شاید ده بار کمیسیون مستقل انتخابات و گاهی هم به کمک کمیسیون شکایات انتخاباتی وقت برای اعلام نتیجه نهایی تعیین کرده اند ولی هیچکدام تحقق نیافت.

به قول سخنگوی کمیسیون مستقل انتخابات روز پنجشنبه گزارش و نتیجه نهایی از کمیسیون شکایات انتخاباتی باید برای کمیسیون مستقل انتخابات میرسید که ظاهراً یا نرسیده یا اینکه در اعلام آن خود کمیسیون تعلل می کند.

حالا مشکلی اصلی شاید این نباشد که چوقت نتیجه اعلام خواهد شد اما چیزی که پریشانی خاطر مردم را فراهم می کند ضعف شدیدیست هر روز نمایان تر می شود و آدم را به یک آینده تاریک و نامعلوم سوق می دهد.

امروز سخنگوی رئیس جمهور کرزی اعلام کرده است که ریاست جمهوری تحت فشار خارجی هاست.

این هم یکی از جالب ترین اظهارات حکومت است.

شاید یکی از دلایلی هم که اعلام نتایج به تأخیر می افتد زد و بند هایست که بین خارجی ها و وابستگان داخلی آنها (چون کرزی و عبدالله) در جریان هست.

برای همین که خیلی بی خود منتظر نتیجه انتخابات نشسته ام این گونه پراکنده نوشتم

+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/25زمان 3:15 بعد از ظهر  توسط فطری | 

امشب باز مثل خیلی وقت ها

دیده بستم تا بآرامم

اما خواب ز چشمم جست

و 

با خود گلاویز شدم

گاهی ز خویش پرسیدم

گه خویشتن ز من

 گهی مغلوب و گاه بردم

هرچند فرقی نبود

بین غالب و مغلوب

مثل خیلی وقت ها

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/07زمان 10:45 قبل از ظهر  توسط فطری | 

این مطلب را در روز شنبه تاریخ 28 سنبله نوشته بودم که به دلیل مشکل در سرور بلاگفا نتواستم آپلود کنم و بعد از آن رخصتی های عید آمد.


فلسطین، مقاومت و مسلمانان جهان

از روزی که من به خاطر می آورم، مسئله فلسطین یک موضوع داغ و بحث برانگیز در بین مسلمانان و کشورهای آزدی خواه جهان بوده و است.

به خاطر دارم زمانیکه شاید سالهای اول به مکتب رفتنم بود پدرم در باره فلسطین و مقاومت آنان صحبت می کرد و از اشغال آن توسط نیروهای اشغالگر صهیونیستی سخن میگفت و ابراز امیدواری می کرد که حتی با اتحاد تعدادی از مسلمانان منطقه موضوع آزادی فلسطین ممکن است چه رسد به اتحاد کل مسلمانان و کشورهای آزادیخواه غیر مسلمان.

پدرم با این امیدها از جهان رفت و هرگز به آرزویش نرسید.

کشورهای مسلمان و کشورهای آزادیخواه غیر مسلمان همیشه از استقلال و آزادی کشور فلسطینی دفاع می کنند؛ سالیانی زیادیست در بسیاری از کشورها  به حمایت از مردم فلسطین گردهمایی ها، راهپیمایی ها و سخنرانی ها انجام می شود. در فلسطین هم سالهاست که سنگها در مقابل گلوله تانک ها پرتاب؛ و سینه ها و صورت ها در مقابل مرمی ها و گلوله های اشک آور در مقابله قرار گرفته اند و از این حالت امروز شاید حدود شصت سال می گذرد.

در گذشته چیزی که من می شنیدم؛ و دیگران برای مقاومت غیر مسلحانه فلسطینی ها استدالال می کردند این بود که: قدرت و توان بالای نیروهای اشغالگر را فقط همین سنگ پرانی ها مهار می کند؛ و گفته می شد در صورتیکه نیروهای فلسطینی دست به عملیات مسلحانه بزنند اسرائیل می تواند در مدت کوتاهی مردم سرزمین فلسطین و مقاومت آنان را در هم بشکند و غائله تحت عنوان فلسطین را برایشان ختم کنند.

اما آن مترسکی که از اسرائیل در منطقه ساخته شده بود و است دیگر دلیل خوبی برای مقاومت فرساینده سنگ و چوب در مقابل تانک و ماشیندار نیست، چون غولی نظامی که از اسرائیل ساخته شده بود در جنگ سی و یک روزه حزب الله شکسته شد و حال شکست غول ها هم دیگر چیزی محال نیست.

دیروز (جمعه 27 سنبله) در شهر من هم راهپیمایی ها، سخنرانی ها، اطلاعیه ها و قطعنامه های در حمایت از فلسطین انجام و صادر شد.

هرچند از لحاظ سیاسی و آشکار ساختن چهره غیر انسانی نیروهای نظامی اسرائیلی، این حمایت ها بی تأثیر نخواهد بود اما در حیطه عملی هیچ نفعی برای مردم تحت ظلم فلسطین به ارمغان نخواهد داشت.

امروز که اسرائیل آن غول نظامی غیرقابل شکست دیروز نیست زمینه مناسبی برای کشورهای مسلمان و غیرمسلمان آزادی خواه است که پا از گلیم شعار بیرون گذاشته و در عرصه عمل خودنمایی کنند.

امروز تنها آزاد اندیشی کافی نیست و باید به آزاد سازی روی آورد.

آمریکا برای اینکه آزادی کشور و مردمش مورد تهدید بود از آن گوشه دنیا به اینجا آمده است و همراه تعدادی متحدانش در مدت بسیار کوتاهی برای از بین بردن تهدیدات که نسبت به کشورش و جامعه جهانی وجود داشت به صورت عملی نه شعاری پا به عرصه گذاشته است و برای آرمان هایش جنگیده و می جنگد.

اگر صهیونیسم نیز حتی برای یکی از کشورهای دنیا یا منطقه تهدید محسوب می شود امروز بعد از شصت سال شاید وقت آن رسیده باشد که متحدانی برای مقابله با آن گردهم آیند و از دایره شعارهای خالی بیرون آمده در عمل جهت رسیدن به آرمان هایشان کاری انجام دهند.

 امروزه مردمان دنیا شعار مرگ به اسرائیل می دهند و فلسطینی ها از خانه هایشان آواره می شود امروز شعار آزادی فلسطین داده می شود ولی در خاک فلسطین، صهیونیستها خانه می سازند، امروز دنیا شعار زنده باد فلسطین میدهد اما هر لحظه مرگ سراغ مردم فلسطین را می گیرد. 

این شعارها امروز هیچ درد فلسطینی را دوا نیست. 

به امید رسیدن به آزادی حقیقی برای فرد فرد انسان ها جهان

+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/04زمان 4:51 بعد از ظهر  توسط فطری | 

هرچند بعد از انتظار طولانی نتیجه مقدماتی شمارش آرا خاتمه پیدا کرد اما جنجال انتخابات همچنان پا برجا و حتی قوی تر از قبل باقیست.

هرچند تقریبا همه کاندیداها به صورتی از تقلب در انتخابات سخن گفته اند اما اظهار نظرات جامعه جهانی بعد از اینهمه دفاع از انتخابات به صورت خلاف بروز کرد.

اتحادیه اروپا اعلان کرده است که حدود یک و نیم میلیون رأی ریخته شده در صندوق ها مشکوک هستند.

با این وضعیت و حضور فعال جامعه جهانی در نظارت بر انتخابات افغانستان چندان کارساز به نظر نمی رسد چون شفافیت و درستی انتخابات افغانستان توسط ناظرین زیر سوالات جدی قرار گرفته است.

این اختلافات طوری که در رسانه اعلام شده است دفتر سازمان ملل متحد را نیز بی تأثیر نگذاشته است و در بین مدیران کلان این دفتر نیز اختلافاتی بروز کرده است.

حال با این وضعیت حضور جامعه جهانی را در نظارت بر انتخابات افغانستان پیروز یا شکست خورده باید خواند؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/06/26زمان 2:14 بعد از ظهر  توسط فطری | 

 

اینجا کشور من است

هرچند انتخابات انجام شد و من هم به عنوان یک شهروند حق رأی داشتم و رأی دادم اما چندان تحولی خاص و بروفق مراد پیش‌بینی نمی شود.

آهسته آهسته رأی ها شمارش می‌شود؛ دیروز فاصله بین فرد اول و دوم بسیار ناچیز و کم به نظر می‌خورد اما به صورت حتم این فاصله کم کم بیشتر خواهد شد اما باز هم فایده نخواهد داشت چرا که این‌جا کشور من است.

من رأی دادم و به نظر خود خیلی ارزش‌نما ها را دورشان خط کشیده‌ام و خودم را فارغ از مسئولیت پای صندوق رأی رساندم و خانه خالی را با نام خدا پر کردم.

شاید خیلی‌ها چنین کاری نکرده باشد اما من کردم.

ولی نتیجه آرا آنچنانی که می‌نماید نشان دهنده کدام تحولی در مردم نیست، مردم به گذشته رأی داده‌‌اند، به سنت‌های چون قبیله و قوم و به اصطلاح رهبر.

و این سخت نگران کننده است که چرا ما با دید به گذشته، آینده را تصور نمی‌کنیم؟؟؟ و در گذشته همچنان در جا می زنیم؟


به قول بزرگان اگر دیروز و امروز ما یکسان باشد ما ضررِ بس بزرگ کرده‌ایم، اما در کشور من امروزِ من، همانند ده‌ها سال قبل هست، من مانند ده‌ها سال قبل به خود و قبیله و فقط نزدیکان خود گره خورده‌ام، من از دایره‌های که اجدادم در سالیان کهن کشیده‌اند پا فرا تر نمی‌گذارم، من عقلم را بیشتر از چوکات آنچه "خودی" خوانده شده‌است استفاده نمی‌کنم.

خوبم خوبی دایره های اطرافم است و بدم همچنان؛ دوستم فقط وابستگان به اصطلاح خونی‌ام است و دشمنم دیگران؛ ارزشم نقش‌های کشیده‌ شده‌ی ذهنم است و ضد آن تفکر دیگران!

این منم و این‌جا کشور من است.

چاره‌ای نیست!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/04زمان 12:41 بعد از ظهر  توسط فطری | 

امروز آخرین روز کمپاین در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری کشور است. و از همینرو امروز پر تب و تاب ترین روز کمپاینهاست.

امروز صبح که به دفتر می آدم با چندین گروپ از موترهای خورد و بزرگ بر خوردم که هر کدام غرق در عکسها و شعارهای کاندیداها از اینطرف به آنطرف در حرکت بودند.

ولی چیزی که مرا نتوانست قانع بسازد این عکسهای رقم به رقم و خورد و کلان و همیطور شعارهای دهن پرکن این کاندیداهاست که در طول این دوماه چشم آدم را کور و مغز آدم را از تحلیل باز داشته بود.

یک نفر با چهار نوع لباس و کلاه و لنگی و دیگر با شش مدل و گریم و یکی دیگر با ده ها شعار و هر شعار ردی بر دیگری، در عرصه انتخابات پای درازیده بودند و وقتی آدم دقت می کند این خود نوعی تظاهر و ریا هست که کاندیداها برای رسیدن به نام و نشان از آن دریغ نکرده اند. و اینجاست که آدم مات و مبهوت از این همه آشفتگی بر خود و تصمیم خود شک می کند. هرچند که دوست بسیار عزیزم خوب به این نکته اشاره کرده است که تصمیم گیری و انتخاب در مدیریت از جمله نکات کلیدی محسوب می شود اما من نیز تا هنوز در این گیرودار پایم گیر کرده و نتوانسته ام خودم را قانع کنم که برای انتخاب تصمیم بگیرم.

و از طرف دیگر اینکه اگر آدم به هیچکس رای ندهد کاری بس ساده و بی مسئولیتی است و می شود به سادگی و با این استدلال که کسی را مناسب نیافتم از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند، اما به نظر من کسی که رای نمی دهد نمی تواند از مسئولیت انتخاب، سبکدوش باشد بل مسئولیت بزرگتری را به دوش می کشد و آن اینکه: در قسمت انتخاب بد نسبت به بدتر بی توجه بوده است و نسبت خود دیگران ظلم روا داشته است.

حال با اینکه آدم از طرفی نتواند رای ندهد و از طرفی دیگر انتخاب به کسی که رای میدهد مشکل باشد چاره چیست؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/05/26زمان 2:46 بعد از ظهر  توسط فطری | 

راه دیگر

مدتی زیادی بود که وبلاگم "در حال تغییر نام" قرار داشت و هر وقت که فرصتی پیش می آمد ثانیه ها به این فکر می کردم که باید نامش را تغییر دهم.

البته این تغییر به تغییر آقایان اوباما و کاندیداهای کشور ما ربطی ندارد چرا که تقریبا یک سال است من می خواهم نام وبلاگم را تغییر دهم و چیزی نیافته بودم.

بعد کلی پاره وقت گذاشتن (ثانیه ها ثانیه  ) این نام را انتخاب کردم

البته این نام شاید بی تاثیر از فضای ذهنی من نباشد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/05/20زمان 4:23 بعد از ظهر  توسط فطری | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
چگونه سخن گفتن میزانیست برای چگونه اندیشیدن

پیوندهای روزانه
تصویر
افغانستان امروز نوشته های دوست اندیشمندم
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
88/08/01 - 88/08/30
88/07/01 - 88/07/30
88/06/01 - 88/06/31
88/05/01 - 88/05/31
88/04/01 - 88/04/31
88/03/01 - 88/03/31
88/02/01 - 88/02/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/08/01 - 87/08/30
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/06/01 - 86/06/31
85/11/01 - 85/11/30
85/09/01 - 85/09/30
85/03/01 - 85/03/31
85/02/01 - 85/02/31
85/01/01 - 85/01/31
84/12/01 - 84/12/29
84/11/01 - 84/11/30
84/10/01 - 84/10/30
آرشیو موضوعی
سخن آغازین
پیوندها
افغانستان امروز (سید سرور حسینی مهرورز)
برگ سبز (محمد نادر رحمتی)
اینجا یکی از هزاران بعثت است است (سید محمد تقی اخلاقی)
رهرو (محمد جواد احمدی)
پر پرواز (محمد رضا رضوانی)
یادداشت ها و تأملات (محمد امین زواری)
خانه کودکان افغان
شُکُوه
حرفهای دلم (محمد قادر میرزایی)
افغانستان (مرتضی رحیمی)
پیامک های دل (حسن جعفری)
سنگ صبور (حسین ایوبی)
ابراهیم (ابراهیم حجازی)
گذر قصاب ها!!!(محمد امین محمدی)
Display Time